عملیات گودبرداری (Excavation) و حفاری ترانشه (Trenching) یکی از پرتلفاتترین فعالیتها در صنایع ساختمانی، نفت و گاز و راهسازی است. در این مطلب، خطرات این عملیات با رویکردی فنی مهندسی مورد بررسی قرار گرفته و الزامات پیشگیرانه آن را طبق استانداردهای بینالمللی و ملی مرور خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی
ثغرب از واحد HSE شرکت شمالغرب، الزامات قانونی و سیستمهای
حفاظتی (بر اساس OSHA و مبحث ۱۲ مقررات ملی ساختمان) برای جلوگیری از ریزش، استاندارد OSHA 29 CFR 1926 Subpart P و همچنین مقررات ملی ساختمان ایران (مبحث
۱۲) الزامات سختگیرانهای دارند. هر گودبرداری با عمق بیش از ۱.۵ متر (۵ فوت)
الزاماً باید دارای یکی از سیستمهای حفاظتی زیر باشد:
شیبدار کردن و پلهای
کردن (Sloping & Benching): خاکبرداری به گونهای انجام شود که دیوارهها زاویهای ایمن (کمتر
از زاویه اصطکاک داخلی خاک) داشته باشند. این زاویه بر اساس نوع خاک (Type A, B, C) تعیین میشود.
شمعبندی و سازه نگهبان
(Shoring): استفاده از جکهای هیدرولیک، شمعهای فلزی
یا سازههای چوبی برای مهار فشار جانبی خاک.
سپرگذاری یا ترانشهباکس
(Shielding / Trench
Box):
استفاده از جعبههای فولادی قدرتمند که درون ترانشه قرار میگیرند. این جعبهها
جلوی ریزش خاک را نمیگیرند، بلکه در صورت ریزش، از جان کارگران داخل جعبه محافظت
میکنند.
تفاوت گودبرداری (Excavation) و ترانشه (Trench) چیست؟
در ادبیات HSE، هر حفره یا فرورفتگی انسانساخت در سطح
زمین که با برداشتن خاک ایجاد شود، گودبرداری نام دارد. اما ترانشه نوع خاصی از
گودبرداری است که عرض آن در پایین (کف) کمتر از ۴.۵ متر (۱۵ فوت) بوده و عمق آن
معمولاً از عرض آن بیشتر است. ترانشهها (مانند کانالهای لولهکشی) به دلیل فضای
محدودتر، به مراتب خطرناکتر از گودبرداریهای وسیع هستند.
۴
خطر مرگبار در
عملیات حفاری
برای مدیریت ریسک، ابتدا
باید دشمن را شناخت. خطرات اصلی گودبرداری عبارتاند از:
الف) ریزش دیوارهها (Cave-ins) مهمترین
عامل مرگومیر در حفاریهاست. خاک به محض برداشتن تکیهگاه طبیعیاش، تمایل دارد
به حالت پایدار اولیه خود برگردد. عواملی مانند ارتعاش ماشینآلات سنگین، تغییرات
جوی (بارندگی)، خشک شدن بیش از حد خاک و سربار اضافی در لبه گود، سرعت ریزش را به
شدت افزایش میدهند.
ب) اتمسفر خطرناک و خفگی
گودالهایی با عمق بیشتر از ۱.۲ متر (۴ فوت) میتوانند به تلهای برای گازهای
سنگینتر از هوا
(مانند سولفید هیدروژن H2S یا مونوکسید کربن CO ناشی از اگزوز ماشینآلات) تبدیل شوند. همچنین در مناطقی که خاک
حاوی مواد آلی است، خطر کاهش اکسیژن (کمتر از ۱۹.۵٪) بسیار جدی است.
ج) برخورد با تأسیسات
زیرزمینی برخورد بیل مکانیکی یا کلنگ با کابلهای برق فشار قوی، لولههای گاز،
شبکه فاضلاب یا فیبر نوری میتواند منجر به انفجار، برقگرفتگی شدید یا خسارات
میلیاردی شود.
د) سقوط افراد، ماشینآلات
و بار عدم وجود موانع فیزیکی مناسب (باریکید) در اطراف لبه گود، منجر به سقوط
عابران، کارگران یا حتی سقوط ماشینآلاتی نظیر لودر و بیل مکانیکی به داخل گودال
میشود.
قوانین طلایی فواصل و
دسترسیها
تصور کنید در حال کار در
یک ترانشه به عمق تنها ۲ متر هستید. ناگهان دیواره ریزش میکند. بسیاری از کارگران
تصور میکنند در صورت ریزش خاک میتوانند با دستوپا زدن خود را نجات دهند؛ اما
علم فیزیک واقعیت هولناکی را نشان میدهد: هر مترمکعب خاک (بسته به میزان رطوبت و
تراکم) وزنی معادل ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلوگرم دارد؛ یعنی ریزش دیواره معادل سقوط یک
خودروی نیسان زامیاد روی قفسه سینه شماست. در این شرایط، مرگ نه بر اثر ضربه، بلکه
به دلیل خفگی فشاری در کسری از دقیقه رخ میدهد.
قانون راه خروج: در
گودالهای با عمق ۱.۲ متر (۴ فوت) یا بیشتر، کارگران باید در فاصله حداکثر ۷.۵
متری (۲۵ فوتی) خود به یک راه خروج ایمن (مانند نردبان) دسترسی داشته باشند.
نردبان باید حداقل ۱ متر از لبه گود بالاتر بیاید.
قانون دپوی خاک: خاکهای
استخراجشده (Spoil
Pile) و
تجهیزات باید حداقل ۶۰ سانتیمتر (۲ فوت) از لبه گود فاصله داشته باشند تا هم بار
اضافی به دیواره وارد نشود و هم کلوخهها به داخل گود سقوط نکنند.
نقش «شخص ذیصلاح»
طبق قانون، هیچ عملیات
حفاری نباید بدون حضور «شخص ذیصلاح» انجام شود. او فردی است که آموزشهای لازم را
برای تشخیص خطرات خاک، اتمسفر خطرناک و سیستمهای حفاظتی دیده است و اختیار قانونی
دارد تا در صورت مشاهده خطر، فوراً کار را متوقف کند. بازرسی روزانه گودبرداری
توسط این شخص الزامی است.
چکلیست طلایی قبل از
شروع عملیات حفاری و گودبرداری
پیش از صدور پروانه کار (Permit to Work) برای حفاری، این چکلیست باید توسط
افسر ایمنی و سرپرست کارگاه تأیید شود:
استعلام تأسیسات
زیرزمینی: آیا نقشههای As-Built بررسی
شده و مسیر لولههای گاز، آب و کابلهای برق با دستگاه دتکتور شناسایی و علامتگذاری
شده است؟
بررسی شرایط جوی: آیا در
۲۴ ساعت گذشته بارندگی شدید رخ داده است؟ (نیاز به بازرسی مجدد دیوارهها)
سیستم حفاظتی: آیا با
توجه به عمق (بیش از ۱.۵ متر) و نوع خاک، سیستم شمعبندی یا شیبدار کردن به درستی
اجرا شده است؟ راههای دسترسی: آیا نردبانهای استاندارد در فواصل تعیینشده
(حداکثر ۷.۵ متر فاصله تا کارگر) مستقر شدهاند؟
فاصله دپوی خاک: آیا
حریم ۶۰ سانتیمتری لبه گود از خاکهای خروجی و ابزارآلات پاکسازی شده است؟
سنجش گاز (Gas Testing): در صورت وجود خطر نشتی گاز یا کار در محیطهای
آلوده، آیا پیش از ورود کارگران، تست گاز (O2, LEL, H2S, CO) انجام
شده است؟
کنترل ترافیک و ایمنی
پیرامونی: آیا نوار خطر، موانع فیزیکی صلب (Hard Barricade)تابلوهای هشداردهنده و چراغهای چشمکزن شبانه
نصب شدهاند؟ آیا فاصله ایمن ماشینآلات سنگین از لبه گود رعایت شده است؟
عملیات گودبرداری جای
آزمون و خطا نیست؛ چراکه خاک فرصت دومی به کسی نمیدهد. رعایت اصولی مانند حفظ
فاصله دپوی خاک، نصب سازه نگهبان و استفاده از نردبانهای ایمن، مواردی تشریفاتی
نیستند، بلکه مرز باریک بین مرگ و زندگی را تعیین میکنند. ارتقای فرهنگ ایمنی در
پروژههای عمرانی نیازمند آموزش مستمر و نظارت بدون اغماض است.


