نمایش جزییات مقاله

ناویا؛ ضرورتی برخاسته از آگاهی یک شهر

ناویا؛ ضرورتی برخاسته از آگاهی یک شهر
مجتمع ناویا زندگی در باغ‌شهر تبریز را به ساکنانش هدیه می‌کند و این مدعا را نه بر روی نقشه و کاغذ، که در عمل با ویژگی‌هایش اثبات می‌کند. نوع طراحی و جانمایی بلوک‌های آن افق دید ساکنانش را محدود نمی‌کند؛ قرار گیری در بین دو مسیر پررفت و آمد، همچنین وجود پلازاهای شهری و فراشهری طراحی شده در آن تماسش را با بافت اجتماعی مجاورش تضمین می‌کند. در چارچوبی خاص از نگاه معمارانه به موضوع بافتار شهری در شمال‌غرب تبریز، شرکت ثغرب پیشنهاد حفظ بافت سنتی تبریز در قالبی نو را داده است؛ پیشنهاد ساخت مجتمع ناویا در محله حکم‌آباد تبریز که به عنوان خانه‌ای خوب برای آتیه شهرنشینی نوین در تبریز تلقی می‌شود. مجتمعی که نه تنها می‌تواند نفسی نو در کالبد شمال‌غرب تبریز بدمد، بلکه با ایجاد رونق و سرزندگی بیشتر، می‌تواند تاثیر مثبت قابل توجهی در تغییر بافت محلی منطقه، به ساختاری برای لذت بردن از زندگی بهتر داشته‌باشد.

در ضرورت و چرایی ساخت ناویا در غرب تبریز:

 

ناویا؛ ضرورتی برخاسته از آگاهی یک شهر

 

تهیه شده در واحد روابط عمومی شرکت سرمایه‌گذاری مسکن شمال‌غرب

 

تبریز همواره در تلاش بوده است هویت شهری خود را خود تعریف کند. لزوما نه به این معنا که تمام متغیرها را در کنترل خود گرفته باشد؛ بلکه بیشتر، از این منظر که بر اساس ویژگی‌های خود و مردمانش، با متغیرهای غیر قابل کنترلی که در طول حیات چند هزار ساله‌اش وجود داشته‌اند هماهنگی و مطابقت کرده باشد.

در چنین شهری است که معماری شهری خود را، نه با نیازهای شهروندان برای زندگی که با نیازهای آنان برای حفظ داشته‌ها و حیات‌شان هماهنگ کرده است؛ شهری که، نه تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی، بلکه به خاطر داشته‌هایش از فرهنگ و هنر گرفته تا اقتصاد و سیاست، در طول تاریخ، چندین بار محل دستبرد دشمنان بوده و دست به دست چرخیده است، که این نا امنی کوچه‌هایی تنگ را به معماری سنتی شهر تحمیل کرده تا مهاجمان هم توان نفوذ در آن‌ها را نداشته باشند و هم اگر روزی توانستند وارد این کوچه‌ها شوند، سواران‌شان مجال بازگشت پیدا نکنند.

تبریز شهری است که در همیشه تاریخ، خود را در خود جمع کرده است. مرکز شهر مملو از داشته‌های گرانسنگی بوده است که بیش از هر شهر دیگری فشردگی در معماری را سرلوحه زندگی قرار داده است تا بتواند از ارزش‌های مردمانش تا آخرین نفس دفاع کند. چنین موقعیتی میل به ایستایی را در کالبد معماری شهر دمیده است. تمایلی که از اندیشه و تاریخ این شهر برخاسته است.

اما این پیشینه لزوما بار معنایی و اجرایی و عملی منفی در پی نداشته است؛ وجود بزرگ‌ترین بازار به هم پیوسته جهان در تبریز، زاییده همین نوع برخورد خواسته و ناخواسته با فضاهای شهری است؛ بازاری که همپای آن که پایگاهی برای بازرگانانش برای تجارت با سرزمین‌های دیگر بوده است، به همان اندازه، محلی برای تجارت بازرگانان دیگر اقلیم‌ها نه به عنوان میهمان که به عنوان صاحبخانه بوده است.

پر واضح است که چنین ساختاری در شهرسازی نمی‌تواند در تاثیر و تاثر با نوع اندیشه‌ورزی در یک شهر نباشد؛ به ویژه که دوقطبی حاصل از همان معماری، که در تمام طول حیات تبریز زنده و پویا بوده است را نیز نمی‌توان نادیده گرفت؛ طیفی از مردمان که در مرکز شهر در امنیتی نسبی زندگی کرده‌اند و حتی به هنگام حمله مغولان برای ویران نشدن شهر مذاکره کرده و تبریز را حفظ کرده‌اند، خواه نا خواه از مردمانی که در آن سوی باروهای شهر همواره با خطر دست و پنجه نرم کرده‌اند و امکان چندانی برای دفاع از خود نداشته‌اند جدا شده‌اند. آنان که در مرکز بوده‌اند کوله باری از سنت را یدک کشیده‌اند و آنان که در حاشیه بوده‌اند همواره در پی لختی آزادی جان بر کف داشته‌اند.

این ساختار فکری و فرهنگی در نگاه معمارانه به تبریز و نظرگاه‌های بیان شده در مورد آن، تاثیری بی واسطه دارد. ساختار سنتی تبریز تلاش در حفظ ریخت شناسی معماری سنتی دارد و ساختار مدرن‌تر آن، پیشنهاد تجدید بنای ریشه‌ای در ریخت شهری را می‌دهد. دو سوی تفکراتی که به نظر می‌رسد هر یک از سویی از پشت بام شهرسازی تبریز به زمین افتاده‌اند.

در میانه این هیاهو وقتی نگاهی به وضعیت فعلی شمال‌غرب تبریز می‌اندازیم راهکاری هماهنگ با وضعیت گذشته و حال شهر نمی‌یابیم. در شهری با افزایش جمعیتی قابل توجه و مهاجرپذیر هنوز نور امیدی که بتواند این بخش شهر را سامان دهد دیده نمی‌شود. صد البته که زیرساخت‌های شهری در ابعاد کلان آن پیش‌بینی شده و در حال اجراست. اما ساختار شهر در این منطقه هنوز به پختگی نرسیده است.

خاطرات به جا مانده از سختی‌های مهاجرت‌های زمان جنگ تحمیلی در برخی مجتمع‌های این منطقه و وجود چند مجتمع قدیمی که عمر مفیدشان پایان یافته است، در کنار ساختار صنعتی آن بخش از شهر موانعی است که امکان تبدیل شمال‌غرب به خانه‌ای خوب و آرام را فراهم نمی‌کند.

گذشته از تمام این موارد، بافت سنتی منطقه حکم آباد تبریز که نوع خاصی از کشاورزی را در خود جای داده است، این سوء تفاهم عجیب را در پی داشته است که هرگونه نگاه نو به معماری این منطقه نوعی یورش به باغ‌شهر تبریز تلقی شود؛ در حالی که حفظ ویژگی باغ‌شهری شهر را باید در بافتار و ساختار فرهنگ معماری آن، بر اساس برنامه‌های کلان و با دیدی باز و در بلند مدت برنامه‌ریزی کرد؛ چنان که شرکت سرمایه‌گذاری مسکن شمال‌غرب نیز در اجرای تمامی پروژه‌های خود از جمله پروژه ناویا چنین پیوستی را مد نظر قرار داده و همواره نسبت به حفظ هویت شهری به ویژه در کلان‌شهر تبریز حساس بوده است.

در چارچوبی اینچنینی از نگاه معمارانه به موضوع بافتار شهری در شمال‌غرب تبریز، شرکت  ثغرب پیشنهاد حفظ بافت سنتی تبریز در قالبی نو را داده است؛ پیشنهاد ساخت مجتمع ناویا در محله حکم‌آباد تبریز که به عنوان خانه‌ای خوب برای آتیه شهرنشینی نوین در تبریز تلقی می‌شود. مجتمعی که نه تنها می‌تواند نفسی نو در کالبد شمال‌غرب تبریز بدمد، بلکه با ایجاد رونق و سرزندگی بیشتر، می‌تواند تاثیر مثبت قابل توجهی در تغییر بافت محلی منطقه، به ساختاری برای لذت بردن از زندگی بهتر داشته‌باشد.

مجتمع ناویا زندگی در باغ‌شهر تبریز را به ساکنانش هدیه می‌کند و این مدعا را نه بر روی نقشه و کاغذ، که در عمل با ویژگی‌هایش اثبات می‌کند. نوع طراحی و جانمایی بلوک‌های آن افق دید ساکنانش را محدود نمی‌کند؛ قرار گیری در بین دو مسیر پررفت و آمد، همچنین وجود پلازاهای شهری و فراشهری طراحی شده در آن تماسش را با بافت اجتماعی مجاورش تضمین می‌کند.

از نظر ارتباط ساکنان ناویا با طبیعت نیز، کل مجتمع به نوعی طراحی شده است که نورگیری جنوبی دارد و دید شمالی آن به فضای سبز مجاور گشوده می‌شود؛ تمامی این ویژگی‌ها در شرایطی است که حیاط‌های عمومی، نیمه عمومی و اختصاصی هم در ساختار مجتمع پیش‌بینی شده است.

اما کلیت این نکات، که برگرفته از زندگی سنتی و طبیعت گرایانه در ناویاست، زمانی به بار نهایی می‌نشیند که با برنامه مدرن و به روز کالبدی این پروژه حمایت می‌شوند. جایی که رفاه حاصل از فن‌آوری روز، سرعت زندگی امروز را به آرامش زندگی دیروز می‌پیوندد؛ ویژگی خاصی که وزش نسیم صبحگاهی در میان برگ‌های تبریزی را در حیاط خلوت‌های مجتمع ناویا گواهی می‌دهد.

ناویا به معنای واقعی یک ماوا ست. ماوایی که ویژگی‌های زندگی در تبریز قدیم را به ضرورت‌های زندگی در تبریز امروز پیوند می‌دهد؛ بدون آن که به هیچ داشته‌ای از طبیعت و میراث فرهنگی آسیب زند.

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.